![]() |
![]() |
|
| ...و فراموش نکنیم که تجربه کودکی، سناریوی زندگی الان هم هست |
|
روز شنبه بود ساعت املا از درس مریم دختر زیبا معلم می گفت با غصه و غم حالا بنویس قصه ی مریم. مریم می نوشت غمگین و خسته به جای "قصه" "غصه" آهسته! یادش می آمد دعوای دیشب خرج بی حساب مریضی و تب. یک نقطه ی اشک چکید رو "غصه" انگار شده بود مثل یک "قصه"! معلم تا دید چشم های مریم یک نقطه ی تر بر "غصه" و غم دهان باز آن "غصه" را بست. گفت که زندگی مثل "قصه" است. گاهی خوب و خوش با نمره ی بیست ۲۰ گاهی پیش دو ۲ هیچ نقطهای نیست!
منبع: اصلان قزللو، وبلاگ ادبیات کودک و نوجوان |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 16:17 توسط امیر حسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
چون که بینم کودکی را من کنون
از درونم کودکی آید برون کودکان بنا به دلایلی موضوعی شدند تا ما گروه حضور پروژه جمعی خود را بدان اختصاص دهیم. از کودکان خواهیم نوشت و صد البته به کودک درون نیز توجه داریم. |
| نویسندگان |
|
امیر حسین میثم محمد امیر محمد رضا زهرا نجمه |
| نوشتههای پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
تربیتی و روانشناسی فرهنگیهنری،فیلم،داستان،شعر پزشکی سلامتی و تغذیه آموزشی، مدرسه و معلم والدین، برادر و خواهر انجمنونهادهایمرتبط خاطرات،تجربهها، حوادث |
|
RSS
|