![]() |
![]() |
|
| ...و فراموش نکنیم که تجربه کودکی، سناریوی زندگی الان هم هست |
|
چت و چت بازى: دنياى اشكها و لبخندها نوشتهاى را كه ملاحظه مىكنيد، حاصل حضور گاه و بيگاه من در چت سايتهاى اينترنت به منظور آشنائى با روحيات جوانان، به خصوص جوانان مقيم ايران، است. كسانى كه شانس ديدار و گفتگوى رو در رو با آنان را حاكميت جمهورى اسلامى از من و امثال من سلب كرده است. «چت» حديث تلخ ضعفها، حقارتها، روياها، ناكامىها و تناقضات زندگى آدمها در درون نظامى است كه بنيادش بر عزل همه جانبه بشر از دخالت آزاد در تعيين سرنوشت زندگى خويش استوار شده است. «چت» حديت فرار تصنعى و كاذب آدمها از فشار اين سقوط رقت بار و پناه جستن آنان به بزم عيش مجازى يا وصال كاذب با روياى تسلط بر سرنوشت خويش است.
در اين جا آدمى مىتواند پرفسور باشد، نويسنده، فيلم بردار و شاعر باشد؛ مىتواند، و در يك كلام مىتواند، انسان آرزوهاى خويش و از اين مهمتر مىتواند خود خودش باشد؛ منى كه از «كسى كه هستىاش به يك شماره مشخص شده است»، فاصله دارد؛ مىتواند نامى را كه دوست دارد بر خود بگذارد. اين قيد نام و نشان را كه بردارد، مىتواند از هر چه و با هر كه دوست دارد سخن بگويد؛ خود را تخليه روانى كند. از لج معلم رياضيات مىتوان در چت نابغه رياضى بود. مىتوان صريح و بدون ترس به دختر يا پسرى اظهار عشق نمود، بى لكنت زبان. اگر به همه اينها خود جذابيت و شادى آفرينى يك بازى دسته جمعى را اضافه كنيم، مىتوان تصور كرد كه چرا اين سرگرمى روز به روز تعداد بيشترى را به سمت خود مىكشد. در اين نوشته من قصد تحليل و روان كاوى ندارم، صلاحيت تخصصى من هم نيست، به مثابه يك دوربين عكاسى تلاش مىكنم تصاوير را در برابر شما قرار دهم. طبعا، نگاه نگاه من است و درك و ديد مرا از صحنه دارد و درست به همين دليل، خالى از اشكال و اغماض نيست. اما از آن جا كه «چت» و «چتيسم»، پديدهاى اجتماعى است و مستقيما به زندگى بخشى از جوانان ما چه در داخل و چه در خارج ايران مربوط مىشود، چه به عنوان يك مادر و چه به عنوان يك تلاش گر عرصه حقوق كودكان و جوانان اين تصاوير را و اين تجربه و مشاهده را براى شما _ به نفع جوانان و به دليل نگرانى از وضعيت شان _ ترسيم مىكنم. مردان، به غير از جوانان، اكثرا متاهلند و از زندگى زناشوئى ناراضى، به ويژه از جنبه رابطه جنسى با همسرانشان كه اكثرا هم با فرمول هميشگى «سرد بودن زن» توجيه مىشود. جداى از اين، مردان جوان 27 تا 35 ساله به دنبال دوست يابى واقعى و حتى ايجاد رابطه جدى در خارج از محيط «چت» در آن حضور مىيابند كه در عين حال متين ترين گروه حاضر در «چتواريم» را هم تشكيل مىدهند. از روان پريشان واقعى كه بگذريم، انسانهاى سالم اما دردمند محترمى هم در اين بازار مكاره به سوداگرى جان و روح مشغولند. زنان عموما دختران جوان 15 تا 23 ساله از يك سو و 23 تا 30 ساله از سوى ديگر و زنان تنهايند. زنان 30 به بالا انگشت شمارند. حضور زنان و زنانگى و چت اين جامعه كوچك مجازى از يك سو، ننگ وداغ تمامى فرودستى زن را بر چهره دارد و از سوى ديگر، از جامعه حقيقى جلوتر است. به اين دليل ساده كه زن هم مىتواند به صراحت از تمايلاتش سخن بگويد و سنگسار نشود. هر چند مورد هجوم و حمله و تجاوز كلامى قرار مىگيرد و آسيب روانى مىبيند، اما او هم جزء اين قاعده قرار مىگيرد كه حق انتخاب دارد و حق «طلاق»! در اين مورد به خصوص، به ويژگىهائى در بين جوانان دختر برخوردم كه گاها خوشحال كننده و اكثرا تاسف آور بود. نسبت به نسل ما، دختران جوان از آگاهى نسبى بالائى در زمينه روابط جنسى برخوردارند. اما اين يك آگاهى براى خود نيست، بلكه آگاهى در خودى است كه نشانى از محروميت از يك طرف و جامعه فحشا زده از طرف ديگر دارد. شك نيست كه فحشاى اقتصادى به دنبال خود فحشاى اخلاقى را به بار مىآورد و عدول از شرم انسانى را حتى آن جا كه ديگر نيازى به آن نيست، يدك خود مىكشد. بنا به آمار «يونيسف» در سال گذشته نرخ فحشا در ايران به 640 درصد رسيده است. جرم بودن زنانگى و فاحشه انگاشتن طبيعى زنان و دخترانى كه به «چت» آمدهاند، از ديد عدهاى فوندمانتاليست متحجر، گاها صحنه هاى تاسف آورى را از تجاوز كلامى به زنان و دختران چتيست در برابر چشمان قرار مىدهد. تجربه شخصى من اين بوده كه به محض عميق شدن بر روى بحثى و يا برخورد مستقيم به رژيم جمهورى اسلامى، سر و كله اراذل و اوباش «اطلاعتى» پيدا مىشود كه انصافا لمپنترينها هستند. مىآيند تا ترور شخصيت و تجاوز كلامى را آغاز كنند. اين جا هم مثل هر جاى ديگر اين جامعه مرد سالار جهانى، مردان ابر قدرتاند، حتى در زمينه تسلط عاطفى! اين مرد نيست كه به دنبال زن مىدود، اين زناناند كه سرگشته به دنبال مردى كه احيانا با هزاران وعده و وعيد بر جايشان كذاشته است، گاه شعرهاى لطيف و زيبا مىخوانند، گاه گريه مىكنند، و گاه عين گربه ماده ميو ميو راه مىاند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:18 توسط امیر حسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
چون که بینم کودکی را من کنون
از درونم کودکی آید برون کودکان بنا به دلایلی موضوعی شدند تا ما گروه حضور پروژه جمعی خود را بدان اختصاص دهیم. از کودکان خواهیم نوشت و صد البته به کودک درون نیز توجه داریم. |
| نویسندگان |
|
امیر حسین میثم محمد امیر محمد رضا زهرا نجمه |
| نوشتههای پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
تربیتی و روانشناسی فرهنگیهنری،فیلم،داستان،شعر پزشکی سلامتی و تغذیه آموزشی، مدرسه و معلم والدین، برادر و خواهر انجمنونهادهایمرتبط خاطرات،تجربهها، حوادث |
|
RSS
|